محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

21

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

نخريده باشى كه آن‌گاه خانه دنيا و آخرت را از دست داده‌اى . اگر هنگام خريد خانه ، نزد من آمده بودى ، براى تو سندى مىنوشتم كه ديگر براى خريد آن به درهمى يا بيشتر ، رغبت نمىكردى ، آن سند را چنين مىنوشتم : اين خانه‌اى است كه بنده‌اى خوار آن را از مرده‌اى آماده كوچ خريده ، خانه‌اى از سراى غرور كه در محله نابودشوندگان و كوچه هلاك‌شدگان قرار دارد . اين خانه به چهار جهت منتهى مىگردد : يك سوى آن به آفت‌ها و بلاها ، سوى دوّم آن به مصيبت‌ها و سوى سوم به هواوهوس‌هاى سست كننده و سوى چهارم آن به شيطان گمراه‌كننده ختم مىشود و در خانه به روى شيطان گشوده است . اين خانه را فريب خورده آزمند ، از كسى كه خود به زودى از جهان رخت برمىبندد ، به مبلغى كه او را از عزّت و قناعت خارج و به خوارى و دنياپرستى كشانده ، خريدارى كرده است . هرگونه نقصى در اين معامله باشد ، بر عهده پروردگارى است كه اجساد پادشاهان را پوسانده ، و جان جبّاران را گرفته و سلطنت فرعون‌هايى چون « كسرى » و « قيصر » و « تبّع » و « حمير » را نابود كرده است . آنان كه مال فراوان گرد آورده ، بر آن افزودند و آنان كه قصرها ساخته و محكم‌كارى كردند ، طلاكارى كرده و زينت دادند ، فراوان اندوختند و نگهدارى كردند و به گمان خود براى فرزندان خود باقى گذاشتند ، همگى آنان به پاى حسابرسى الهى و جايگاه پاداش و كيفر رانده مىشوند ؛ آن‌گاه كه فرمان داورى و قضاوت نهايى صادر شود : « پس تبهكاران زيان خواهند ديد » به اين واقعيّت‌ها عقل گواهى مىدهد هرگاه كه از اسارت هواى نفس نجات يافته و از دنياپرستى به سلامت بگذرد .